دانلود رمان آوا از شهره احیایی

(دیدگاه کاربر 1)
ویژگی های محصول:
  • رمان: آوا
  • نویسنده: شهره احیایی
  • ژانر: عاشقانه
  • تعداد صفحات: 365

10,000 تومان

تعداد : 1 خریدها

در این پست از فروشگاه ناول کافه ، رمان آوا را اماده کردیم.برای دانلود رمان آوا از شهره احیایی در ادامه این مطلب با بخش فروشگاه سایت ناول کافه همراه باشید.

در این مطلب از بخش فروشگاه ناول کافه ، رمان آوا از شهره احیایی را آماده کردیم.برای دانلود رمان آوا از شهره احیایی در ادامه این پست همراه فروشگاه ناول کافه باشید.

خلاصه رمان آوا از شهره احیایی :

آوا در آرزوی مدلینگی و معروف شدن ناگهان با پیدا شدن پدر بزرگی که هفده سال از وجودش بی خبر بوده مجبور میشه با پسرعموش ازدواج کنه…ازدواج اجباری و همخونه شدن با سبحان متعصب و بد دل!اما سبحان درگیر آوا میشه و آوا درگیر …قصه ی زندگی پر فراز ونشیب این دونفر و آدمهایی که هر کدوم به نحوی به زندگی این دونفر آسیب می رسونند…

دانلود رمان آوا از شهره احیایی

دانلود رمان آوا از شهره احیایی

بخشی از صفحه اول رمان آوا از شهره احیایی :

سرم رابالا می گیرم،نفسِ پُرصدایم را بیرون می دهم.پاهای بی حسم راجمع می کند و فرو می روم درون مبل،خیره به صفحه ی تلویزیون می شوم،صحنه ی رمانتیکِ قهرمانان سریال ترکیه ای به غمِ چمبره زده بردلم دامن می زند. چرا سهم من دراین دنیا واز این زندگی باید این باشد؟
سوزش سر معده ام ودل پیچه امانم را بریده ،اما نای تکان خوردن را هم ندارم. اصلا حوصله ی کاری راندارم، دوست دارم، فقط بنشینم وغصه بخورم.آنقدر که درمیان همان غصه ها جانم ته بکشد.

-چیه غمبرک زدی؟زدین به تیپ وتاپِ هم!

صدای دورگه ی بم مرا از افکار درهمم جدا می کند. بغضم رافرو می خورم وبدون آنکه به صاحب صدا نگاهی کنم دوباره مشغول رویابافی های خودم می شوم،تمام بدنم شده نبض،عصبی گوشه ی ناخنِ شستِ بیچاره ام را دردهان فرو می برم وفکر می کنم.فکر وفکر…فکر….درحالت عادی شاید باشنیدن این خبرخوشحال می شدم،البته اگر یک زندگی عادی و روتین را داشتم. ولی الان خالی از هرحسی فقط می خواهم تمامش کنم. ای کاش می شد ازاین خواب گران بیدارمی شدم ومی دیدم همه چیز فقط یک کابوس بوده وتمام!
ضربه ی آرامی به شانه ام می خورد:
-میگم چته؟یه ساعته اومدی هیچی نمیگی؟اصلا چطوری مار دو سراجازه داده بیای دیدن مادرت؟

دقیقا می دانم منظورش از مار ِدوسر چه کسی است، خودم رابه نشنیدن می زنم.
-آوا! باتواَما !!
تکیه از مبل می گیرم و آرنج هایم را به زانو تکیه و نگاهم را به نقطه ای نامعلوم می دهم:
-مزاحمت شدم؟

می دانم،لحنم تلخ است.مه لقا رو ترش می کند وبا غیظ می گوید:
-اَح!!توام شدی مثل اونا،بگو ببینم دردت چیه!
با حرص مردمک های روشنم رادرحدقه های بزرگ می گردانم:
-این بود اون چیزی که مدام وعده اشو می دادید؟زندگیه رویایی !مادلینگ شو…مادلینگ…ههههه!!
پوزخندِ صدا دارم خیلی حرفها دارد،مه لقا خم می شود و
سیگارش را روی بشقابِ کثیف روی میزفشار می دهد.موهای بلند رنگ کرده اش راازجلوی صورتِ کدرش کناری می زند:
-به من چه خودت کوتاه اومدی؟

انگشت اشاره ام را به سمتِ سینه ام می گیرم:
-من؟من کوتاه اومدم شما نبودی می گفتی برای رفتن احتیاج به اجازه ی ولی دارم.
مهلقابی خیال تابی به سر وگردنش داد

-خب که چی؟منم کفِ دستمو بو نکرده بودم که..این قوم یجوج ومجوج چه خوابایی واسمون دیدن.
واقعا یادش رفته بود؟
-یادتون رفته مثل اینکه؟

 

رمان های پیشنهادی دیگر :

رمان خودت باش دختر از ریچل هالیس

رمان

آوا

نویسنده

شهره احیایی

ژانر

عاشقانه

تعداد صفحات

365

فرمت

PDF ، APK ، EPUB

1 دیدگاه برای دانلود رمان آوا از شهره احیایی

  1. رویا

    این رمان جالبه و بسیار خوب
    در سایت دیگری خونده بودم پیشنهادی میکنم بخونید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *